غلامحسين افضل الملك

171

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

مرد خيرخواهى بخواهد اين راه‌ها را بسازد و براى آسايش زوار آبادى بنا كند و در تل لولى كه رسيد بلوچ‌ها را بخواهد از آنها استفسار كند و در آن اراضى مقنّى بگمارد كه زمين‌ها را بكنند تا مگر آب بدست آرند و آنجا را منزل قرار دهند . در بعضى از نقاط راه امشب چند گنبديهاى كوچك در كنار جاده ساخته‌اند و سنگ‌هاى دراز بر سرپا بفاصلهء يكديگر نصب كرده‌اند كه كاروانيان جاده را گم نكنند . در سر چهار فرسخى كالى از يمين جاده به طرف يسار ديده مىشود كه بسى عريض است . در اين فصل اين كال خشك است ولى در بهار بطورى آب شور از كويرها در اين كال روان است كه چارپايان و خيول بصعوبت از اين طرف به آن سمت رودخانه روند . گويند اين كال كه در اين كوير است متصل به كويرهاى خاك اصفهان و اين آب شور از اصفهان در بهار باينجا روان مىشود . صدق و كذب اين فقره را من ندانم و شخص آگاه بصيرى را نيافتم كه از او درست تحقيق كنم . خلاصه ، سحر به منزل چهل پايه رسيديم . منزل چهل پايه در محوطه‌ايست كه اطرافش مثل ديوار كوه است . آب جارى و خانوار و رعيت ندارد مأكولات و عليق ابدا يافت نمىشود بايد از دو منزلى پيش از اينجا خود كاروانيان آذوقه بياورند اين‌كه اين منزل را چهل پايه گويند محض آن است كه از اينجا قنات جارى نمىشده است لهذا در قديم زمين را كنده‌اند و چهل پايه پائين برده‌اند . در پلهء چهلم فضاى كوچكى درست كرده آب جوشيده در آن‌جا جمع شده كاروانيان به مصرف خود مىرسانيدند . از آنجا آب برداشتن بسى صعوبت و خطر داشت . من از آن پله‌ها پائين رفته و در پائين كه آب جمع شده بود بسى وحشت داشت و تاريك بود لكن در همين دو سه سال مرد بلند نام با احتشام سليمان خان بهجة الدوله « 1 » كه از بزرگان بم و بسى محترم است محض آسايش زوار و كاروانيان مبالغى خرج كرده كاروانسراى بسيار خوبى در

--> ( 1 ) - مؤلف نوشته است . سليمان خان بهجة الممالك پدر شوكت الممالك است [ و معلوم نيست كدام لقب صحيح است ] .